استخر استخراج (Mining Pool) یک محل مجازی است که استخراجکنندگان در آن جمع میشوند و همه برای استخراج یک بلاک تلاش می کنند. در این روش، هر ماینر یا استخراجکننده بر اساس توان پردازشی خود سود میبرد. استخر استخراج به ماینرها این امکان را میدهد تا منابع محاسباتی و قدرت پردازشی خود برای استخراج ارزهای دیجیتال را با دیگر ماینرها به اشتراک بگذارند و شانس خود را برای دریافت پاداش بالا ببرند.
در ماههای اولیه کار بیت کوین، این امکان وجود داشت که ماینرها مستقیما در پیدا کردن معادله بلاک با یکدیگر رقابت کنند، اما با گسترش شبکه بیت کوین، امروزه شانس پیدا کردن پاداش بلاک به صورت مستقیم تقریبا صفر است.
هر چه تعداد ماینرها و قدرت پردازش سخت افزارها افزایش یابد، حل معادلات پیچیده ریاضی برای ایجاد یک بلاک دشوارتر خواهد شد. چنین قابلیتی سختی استخراج نامیده میشود و به منظور تنظیم جریان تولید بیت کوین در سیستم تعبیه شده است.
افزایش روزافزون محبوبیت بیت کوین سبب شده تا سختی شبکه این ارز دیجیتال به شدت افزایش یابد و در نتیجه کار انفرادی را برای ماینرها دشوار کند و باعث شود که ماینینگ شخصی عملا ناکارآمد و منسوخ شود. حتی فارمهای استخراج بزرگ با صدها دستگاه هم برای استخراج بیت کوین به استخرهای استخراج میپیوندند.
با افزایش سختی شبکه و وجود هزینههای اولیه و جاری برای استخراج بیت کوین، اگر بدون پیوستن به استخری اقدام به استخراج ارز دیجیتال کنید، نه تنها سودی عاید شما نخواهد شد بلکه ضرر خواهید کرد.

میتوان اینطور گفت که ماینرهای سراسر دنیا قدرت پردازش سخت افزارهای خود را در اختیار استخر استخراج قرار میدهند و استخر استخراج به نمایندگی از همه ماینرها در پیدا کردن معادله بلاکها به رقابت با دیگر استخرها میپردازد.
با وجود استخرهای استخراج، ماینرها قادر خواهند بود تا با روی هم آوردن توان پردازشی، هشهای بیشتری تولید کنند. پس از آن پاداش استخراج، بین اعضای استخر متناسب با توان هشی که در دستگاه آن در اختیار استخر قرار داد، تقسیم خواهد شد.
بیت کوین استخرهای استخراج زیادی دارد که از نظر ابعاد و روش پرداخت متفاوتند.
در هنگام انتخاب استخر استخراج بیت کوین، نکات زیر را باید مد نظر قرار داد:
اندازه استخر: منظور از اندازه یک استخر استخراج میزان ماینرهای آن یا به طور دقیقتر میزان قدرت پزداشی آن است. استخرهای بزرگ پرداختهای منظمتری دارند و از اعتبار بیشتری برخوردارند اما میزان مبلغ پرداختی آنها نسبت به استخرهای کوچک میتواند کمتر باشد. از سوی دیگر، هر چند ممکن است استخرهای کوچک پاداشهای بهتری پرداخت کنند اما از اعتبار کمتری برخوردارند و پرداختهای نامنظمتری دارند.
کارمزد: کارمزد استخرهای استخراج میتواند از صفر تا ۴ درصدِ پاداش استخراج متفاوت باشد. این بدان معناست که برخی از استخرها کارمزدی دریافت نمیکنند.
اعتبار و امنیت: مسئله بسیار مهمی که باید به آن توجه کنید این است که آیا به اندازه کافی به این استخر اعتماد دارید که تقلبی در کارشان صورت نمیگیرد و سرمایه را شما را بالا نخواهند کشید و یا اینکه به سادگی هک نخواهند شد و درآمد شما به باد نخواهد رفت. برای دور ماندن از خطراتی از این دست، بهترین راه پیوستن به یک استخر قدیمی است که امتحان خود را پس داده باشد. پیش از اینکه عضو استخری شوید، بازخورد و نظر کاربران را بخوانید. به خاطر داشته باشید که همیشه تعدادی کاربر ناراضی وجود خواهند داشت، پس اجازه ندهید نظرات آنها روی تصمیم شما تاثیر بگذارد.
سیاست پرداخت: اینکه شما تمایل دارید پرداختهایتان به طور مرتب و روزانه و یا اینکه پس از حل و استخراج یک بلاک انجام شود، را پیش از ثبت نام مد نظر قرار دهید و در رابطه با شرایط پرداخت استخرها اطلاعات کافی به دست آورید.

پیش از آنکه نحوه کار روشهای پاداشدهی استخرها را توضیح دهیم، ابتدا باید با مفهومی به اسم سهام «Shares» در استخرها آشنا شویم.
به بیانی ساده، سهام واحدهایی هستند که به صاحبان استخر این امکان را میدهند که سهم هر ماینر را نسبت به توان محاسباتیای که در اختیار استخر قرار داده و حتی در برخی موارد نسبت به مدت زمانی که یک ماینر به آن استخر پیوسته، محاسبه کنند. در واقع ماینرها نسبت به سهم قدرت پردازش خود در حل یک بلاک، سهام دریافت میکنند. در نهایت با توجه به میزان سهامی که دریافت کردند، استخر به آنها پاداششان را پرداخت میکند. با توجه به میزان سهم، پرداخت استخر میتواند اشکال مختلفی به خود بگیرد.
در روش پادشدهی PPS که مخفف کلمه Pay Per Share است، استخر استخراج، با توجه به توان محاسباتی که در اختیار شبکه قرار میدهید برای شما سهمی مشخص میکند. ماینرها به ازای سهامی که در اختیار دارند، میتوانند در هر مرحله از فرآیند هش کردن و استخراج بلاک، پاداش خود را دریافت کنند.
در واقع PPS به ماینرها این امکان را میدهد که در حین مشارکتشان و بدون توجه به اینکه آیا بلاک استخراج شده است یا خیر و همچنین صرف نظر از اینکه درآمد استخر در آن روز به چه صورت بوده، سهم خود از پاداش را دریافت کنند.
برای تحقق چنین سیستم پرداختی، گردانندگان استخرها از موجودی خود سهم ماینرها را پرداخت میکنند. نسخه جدیدتر این روش +PPS نام دارد. این روش همانند PPS است و علاوه بر آن کارمزد تراکنش نیز در بلاک لحاظ میشود. کارمزد تراکنش پاداش با استفاده از PPLNS بین سهامداران توزیع میشود.
مشابه با PPS، در این روش هم هر چه قدرت محاسباتی بیشتری در اختیار استخر قرار دهید، سهام بیشتری دریافت خواهید کرد. اما تفاوتش با PPS این است که تنها در صورت استخراج یک بلاک به شما پاداش تعلق خواهد گرفت. در این روش به محض اینکه بلاک ایجاد شد، استخر با توجه به میزان سهامی که ماینرها دریافت کردند، پاداش آنها را پرداخت میکند.
در این روش، مقداری که به ازای هر سهم دریافت خواهید کرد برابر با پاداش بلاک تقسیم بر تعداد کل سهامهای ارائه شده توسط همه ماینرهاست. این بدان معناست که هرچه تعداد ماینرهایی که به استخر میپیوندند بیشتر باشد، ارزش سهمی که دریافت میکنید کمتر است اما در عوض شانس پیدا شدن بلاک افزایش خواهد یافت.
این روش پرداخت به منظور جلوگیری از تعویض مداوم استخر توسط ماینرها طراحی شد. زمان پیوستن شما به استخراج و قدرت هشی که در اختیار استخر قرار میدهید، به صورت امتیازی تحت عنوان «امتیازدهی نرخ هش» محاسبه میشود. هر چه مدت زمانی که در یک استخر میمانید بیشتر باشد، امتیاز شما بیشتر و در نتیجه ارزش سهام شما نیز افزایش خواهد یافت. زمانی که شما استخراج را متوقف کنید، امتیاز شما کمتر میشود و به همین نسبت ارزش سهام شما نیز افت میکند. در این روش پرداخت، ماینرها پس از استخراج بلاک پاداش دریافت میکنند.
در روش PPLNS که مخفف عبارت Pay Per Last N Share است، ماینرها تنها به ازای سهام دریافت شده در طی «پنجرهای» که از پیش تعریفشده است و با حل بلاک زمان آن به پایان میرسد، پاداش دریافت میکنند. برخلاف دیگر روشهای پرداخت، به سهامی که خارج از این پنجره دریافت شود، پاداش تعلق نخواهد گرفت. این پنجره میتواند یک چارچوب زمانی باشد مانند مدت زمان لازم برای استخراج یک بلاک و یا اینکه عدد مشخصی مانند N باشد که نشاندهنده آخرین سهامهای دریافتشده تا زمان حل بلاک است.
برای مثال، اگر N برابر با ۱ میلیارد باشد، پس از ایجاد بلاک، تنها ۱ میلیارد سهم آخری که به فرآیند استخراج بلاک پیوستند پاداش دریافت خواهد کرد. اگرچه N در جایی به طور صریح و واضح مشخص نشده است، اما معمولا ضریب ثابتی (معمولا ۲) از سختی استخراج استخر است. به همین دلیل، PPLNS را به عنوان «پرداخت به ازای شانس» نیز مینامند. چرا که با اجرای صحیح این روش، ماینرها نمیتوانند زمان درست پیوستن به استخر را پیشبینی کنند. با روش PPLNS، اگر ماینرها سهام بیشتری در N سهم آخر دریافت کرده باشند، پاداش بیشتری دریافت میکنند و اگر این اتفاق نیفتد نیز چیزی دریافت نمیکنند.
در ادامه بزرگترین استخرهای استخراج بیت کوین بر مبنای سهمشان از نرخ هش کل شبکه بیت کوین را معرفی میکنیم.

توجه: ممکن است برخی از استخرهایی که در ادامه معرفی میشوند، برای کاربران ایرانی قابل استفاده نباشند و با توجه به تحریمها، ریسکهایی را متوجه ماینرهای ایرانی کنند. بنابراین حتما قبل از استفاده از یک استخر استخراج بیت کوین، درباره آن تحقیق و پرس و جو کنید. برای اینکار میتوانید به بخش پرسش و پاسخ سایت ارزدیجیتال (استک) مراجعه فرمایید.
ابعاد: بزرگ
کارمزد: ۱.۵%
روش پرداخت: FPPS
بیتیسیداتکام یکی از بزرگترین استخرهای استخراج بیت کوین است که ابتدا توسط شرکت Blocktrail تاسیس و راهاندازی شد، اما در حال حاضر شرکت بیت مین (Bitmain) مالک آن است. BTC.com پیش از راهاندازی استخرش در سال ۲۰۱۶، به دلیل ارائه خدمات کیف پول و همچنین کاوشگر بلاک چین خود شناختهشده بود.
در حال حاضر بیشترین نرخ هش در بین استخرهای استخراج متعلق به BTC.com است. این استخر روش پرداخت مختص به خود را دارد که FPPS نام دارد که در گروه روش پرداخت PPS قرار میگیرد.
کارمزد این استخر استخراج ۱.۵ درصد است و حداکثر زمان لازم برای انتقال پاداشها به کاربران ۲ ساعت است. لازم به ذکر است که سقف پرداخت این سایت ۰.۰۰۱ بیت کوین است.
بیتیسیداتکام، از ابتدای سال جاری با حذف پیش شماره ایران (۹۸+) در سیستم ثبتنام خود، دسترسی ایرانیان به این استخر را محدود کرد و کاربران ایرانی مشکلات زیادی در کار با این استخر استخراج دارند.
مزایا:
معایب:
ابعاد: متوسط
کارمزد: ۱-4%
روش پرداخت: PPLNS و +PPS
انتپول یکی از شناختهشدهترین استخرهای استخراج بیت کوین است. این استخر همانند BTC.com توسط بزرگترین تولیدکننده سختافزار استخراج بیت کوین جهان و ماینرهای انت ماینر یعنی شرکت بیت مین اداره میشود.
ایجاد یک حساب کاربری در Antpool رایگان است. شما قادر به انتخاب حالت استخراج همتا به همتای انفرادی با سختافزار خودتان (کارمزد ۱%) هستید یا میتوانید بین PPLNS (کارمزد صفر درصد) و +PPS (کارمزد ۴ درصدی پاداش استخراج و ۲% استخراج) یکی را انتخاب کنید.
کارمزد تراکنشها پنهان است و انتپول هنوز مقدار دقیق آن را اعلام نکرده است. واریز پاداش انتپول به صورت روزانه و حدود ساعت ۱۰صبح UTC و برای پاداشهای بیشتر از ۰.۰۰۱ BTC صورت میگیرد.
رابط کاربری سایت خوب و کاملا ارگونومیک است. درآمد و نرخ هش شما از طریق پنل کاربری به راحتی قابل مشاهده است و شما میتوانید نرخ هش خود را به صورت دقیقهای، ساعتی و یا حتی روزانه کنید.
از جمله اقدامات امنیتی این استخر میتوان به احراز هویت دو مرحلهای، قفل کیف پول و همچنین هشدار ایمیل اشاره کرد.
از آنجایی که گردانندگان و صاحبان استخر AntPool و BTC.com یکی هستند، دسترسی ایرانیان به خدمات این استخر هم با مشکلاتی مواجه است.
مزایا:
معایب:
ابعاد: متوسط – بزرگ
کارمزد: ۲.۵%
روش پرداخت: +PPS
اف2پول یکی از بزرگترین و اولین استخرهای استخراج ارز دیجیتال است که در چین واقع است. این استخر در سال ۲۰۱۳ راهاندازی شد و در حال حاضر با ۱۰.۸ درصد از کل قدرت هش شبکه بیت کوین، پس از BTC.com در رتبه سوم استخرهای پرقدرت استخراج بیت کوین قرار دارد.
سیستم پاداشدهی F2Pool، بر مبنای +PPS است و کارمزدی ۲.۵ درصد از کاربرانش دریافت میکند که نسبت به استخرهای دیگر عدد قابل توجهی است. واریز این استخر به صورت خودکار و روزانه صورت میگیرد و حداقل برداشت آن ۰.۰۰۵ BTC است.
این استخر علاوه بر بیت کوین، استخراج ارزهایی چون لایت کوین، اتریوم و زی کش را نیز پشتیبانی میکند.
برخلاف دیگر استخرهای چینی، زبان سایت آن انگلیسی است و به سادگی قابل فهم است. این سایت بر روی پروتکل HTTPS کار میکند و از ویژگیهای امنیتی همچون قفل کیف پول بیت کوین بهره میبرد. لازم به ذکر است که پس از ثبت نام در این سایت، شما مجاز به تغییر آدرس ایمیل خود نیستید.
کاربران و ماینرهای ایرانی در حال حاضر مجاز به استفاده از این استخر هستند و تاکنون مشکلی در این رابطه گزارش نشده است.
مزایا:
معایب:
ابعاد: متوسط – بزرگ
کارمزد: ۲%
روش پرداخت: مبتنی بر امتیاز
اسلاشپول، اولین استخر استخراج بیت کوین است که در سال ۲۰۱۰ آغاز به کار کرد. این استخر در دسامبر ۲۰۱۰ اولین بلاک خود را استخراج کرد و از آن زمان تاکنون بیش از ۱۵,۰۰۰ بلاک استخراج کرده است.
این استخر توسط شرکت ساتوشی لبز (Satoshi Labs) که در کشور چک واقع شده است اداره میشود. ساتوشی لبز سازنده کیف پول سخت افزاری ترزور هم است. علاوه بر اولین کیف پول آفلاین بیت کوین و اولین نقشه جهان بیت کوین محور، پروتکل استراتوم ماینینگ که اکنون توسط سایر استخرها نیز مورد استفاده قرار میگیرد، توسط این شرکت فناوری ایجاد شد.
استخر SlushPool به دلیل استفاده از روش پاداشدهی مبتنی بر امتیازش منحصر به فرد است. همانطور که پیشتر اشاره شد، این سیستم پاداشدهی را میتوان به عنوان راهکاری برای وفادار نگه داشتن کاربران و ماینرها در نظر گرفت. این استخر کارمزدی ۲ درصدی از هر پاداش استخراج شده دریافت میکند.
این استخر پیش از ثبت نام و ورود به سیستم، یک حساب کاربری آزمایشی در اختیار ماینرها قرار میدهد تا با استفاده از آن به طور کامل به سازوکار این استخر استخراج واقف شوند. این ویژگی میتواند برای ماینرهای تازهکار بسیار مفید و راهگشا باشد.
محیط کاربری اسلاشپول بسیار کاربرپسند است و اطلاعات مفیدی ارائه میدهد. این سایت به صورت مداوم نمودارها، اطلاعات و خبرهای منتشر شده در صفحات اجتماعی خود را در داشبوردش بروزرسانی میکند.
مزایا:
معایب:
ابعاد: متوسط
کارمزد: ۳%
روش پرداخت: PPS, PPLNS
ویا بیتیسی یکی دیگر از استخرهای استخراج شناختهشدهی متوسط چینی است که در سال ۲۰۱۶ راهاندازی شد. این استخر استخراج چینی ۸.۷ درصد از کل نرخ هش بیت کوین را در اختیار دارد.
علاوه بر بیت کوین، این استخر از استخراج ارزهایی چون لایت کوین، بیت کوین کش، اتریوم، اتریوم کلاسیک، زی کش، دش، مونرو و بیتمارک نیز پشتیبانی میکند. این استخر همچنین امکان ماینینگ ترکیبی را نیز برای کاربرانش فراهم میکند، به این صورت که ماینرهای بیت کوین کش، به صورت رایگان Syscoin و ماینرهای لایت کوین نیز دوجکوین دریافت خواهند کرد.
این استخر استخراج ۳ روش پرداخت متفاوت PPS+، PPLNS و SOLO را ارئه میدهد که نرخ کارمزد برای هر کدام به ترتیب برابر است با ۴، 2 و ۱ درصد.
مزایا:
معایب:
ابعاد: متوسط
کارمزد: –
روش پرداخت: –
استخر استخراج چینی بیتیسیداتتاپ، در سال ۲۰۱۷ راهاندازی شد. بنیانگذار این شرکت ژیانگ ژور (Jiang Zhour) یکی از کارکنان سابق چاینا موبایل است. اندازه این استخر متوسط است.
در حال حاضر استخر BTC.TOP یک استخر خصوصی است و نمیتوان به آن ملحق شد، مگر اینکه یک فارم بزرگ با صدها دستگاه باشید. این شرکت تا به امروز هیچ برنامه مشخصی برای امکان مشارکت عموم مردم ارائه نکرده است.
چیزی که کاربران بلافاصله پس از ورود به وبسایت این استخر دستگیرشان میشود این است که اطلاعات زیادی در رابطه با این پلتفرم در وبسایت این شرکت ارائه نشده و زبان اصلی آن چینی است.
این استخر خصوصی چینی توانسته در برابر غولهای این عرصه همچون BTC.com و F2Pool قد علم کند و حرفی برای گفتن داشته باشد.
مزایا:
معایب:
ابعاد: متوسط
کارمزد: ۰%
روش پرداخت: –
حتما پیش از این نام بیتفیوری را به سبب دستگاهها و دیگر خدمات استخراج آن شنیدهاید. این شرکت سازنده سختافزار و تراشههای استخراج است و در سطح بین المللی شناختهشده است.
استخر Bitfury همانند BTC.TOP یک استخر و در واقع فارم خصوصی است که در گرجستان واقع شده است. این استخر معمولا فقط برای فارم خودش کار میکند.
در حال حاضر سهم این استخر از بلاکهای استخراجشده بیت کوین ۳.۲ درصد است.
مزایا:
معایب:
ابعاد: کوچک
کارمزد: ۰.۹%
روش پرداخت: PPLNS
کانوسیکیپول که با نام کانوپول نیز شناخته میشود، در سال ۲۰۱۴ تاسیس شد. این استخر کوچک ارائهدهنده مدل پرداخت PPLNS است و کارمزدی ۰.۹ درصدی را از ماینرهای خود دریافت میکند.
با توجه به اینکه روش پرداخت PPLNS است، پس از اینکه هر بلاک استخراج شد باید منتظر تایید بیش از ۱۰۱ بلاک دیگر بمانید و پس از آن استخر سهم شما از پاداش استخراج را برایتان واریز خواهد کرد که ممکن است کمی زمانبر باشد. اما هیچ محدویت و سقفی برای واریز مکرر پاداش وجود ندارد.
رابط کاربری وبسایت این استخر به هیچ وجه کاربرپسند نیست و حتی میتوان گفت که آزاردهنده است. به همین جهت به نظر میرسد که نیاز به بروزرسانی و بهبود دارد.
این استخر دارای ویژگیهای امنیتی بسیار خوبی از جمله احراز هویت دو مرحلهای به عنوان یک لایه امنیتی اضافی است.
مزایا:
معایب:
ابعاد: بزرگ
کارمزد: ۴%
روش پرداخت: PPS
بیژین یکی از بزرگترین استخرهای استخراج بیت کوین چینی است. این شرکت علاوه بر استخر، ارائهدهنده خدمات کیفپول نیز هست.
این استخر از مدل پرداخت PPS برای پرداخت پاداش استخراج استفاده میکند. پاداش ماینرها به صورت روزانه و سریع واریز میشود. کارمزدی که این استخر در ازای عضویت ماینرها دریافت میکند ۴% است که رقم قابل توجهی است.
از لحاظ امنیتی، این استخر ادعا میکند که در برابر حملات دیداس (DDoS) ایمن است.
مزایا:
معایب:

با افزایش سختی شبکه بیت کوین و به تبع آن پایین آمدن عملکرد دستگاههای استخراج، نیاز به مشارکت با یگدیگر و استخر در کنار هم سبب ایجاد استخرهای استخراج بیت کوین شد.
همانطور که در بالا دیدید، استخرهای مختلفی برای استخراج بیت کوین وجود دارد که هر کدام از آنها خدمات مختلف و پاداش استخراج متفاوتی را ارائه میکنند. پیوستن به استخر استخراج اقدامی درست و منطقی است.
پیشتر نیز عنوان شد که در انتخاب استخر استخراج باید به اندازه، روش پرداخت و کارمزد آن توجه کرد و با آگاهی کامل در رابطه با آنها تصمیم گرفت.
شاید گزینه استخراج انفرادی یا «سولو ماینینگ» شما را وسوسه کند، چرا که تحت این شرایط شما مجبور نخواهید بود که پاداش استخراج خود با کسی شریک شوید. اما به دلیل سختی فوقالعاده بالای شبکه بیت کوین، برای داشتن شانس دریافت پاداش از فعالیت ماینینگ باید به استخرها بپیوندید.
پیوستن به استخر بزرگ و شناخته شده برای کسب تجربه و فرا گرفتن زیر و بم این کار میتواند موثر باشد. پس از آشنایی کافی با این کار میتوانید استخرهای متعدد و ناشناختهتر ماینینگ را هم امتحان کرده و سودآوری خود را به حداکثر مقدار ممکن برسانید.

بیت کوین کمیاب است، حمل آن راحت است، تقسیمپذیر است، غیرقابل جعل است و چندین ویژگی برتر دیگر دارد؛ اما وقتی بیت کوین را استثنائی خطاب میکنیم، باید دنبال ویژگیهای غیرعادی باشیم که پیش از این (حداقل در قرنهای اخیر) دنیا به خود ندیده بود.
«معامله»، «مبادله» یا واژه تغییریافتهی امروزیاش «تراکنش»؛ مهمترین بخش از عواملی بودند که ساختارهای اجتماعی بین انسانها را در طول تاریخ شکل دادند. در ابتداییترین اشکال مبادله، از تبادل کالا به کالا استفاده میشد. بعدها ابزاریهای واسطه به دلیل راحتی در تبادل و نگهداری مانند نمک، طلا، صدف و غیره به عنوان «پول» مورد استفاده قرار گرفتند (برای اطلاعات بیشتر به مقالههای «تاریخچهی پول؛ پول چرا به وجود آمد و چگونه کار میکند؟» و «تاریخچه پول و آینده بیت کوین» مراجعه کنید).
تقریبا تمام ابزارهایی که در طول تاریخ به عنوان پول مورد استفاده قرار گرفتند، از طبیعت گرفته میشد و ویژگی غالب آنها «کمیابی» بود. حکومتها از همان ابتدا به صورت گروههای متمرکزی که کنترل امور جامعه را در دست داشتند، کنترل خلق و توزیع پول را نیز به دست گرفتند. پس از این پول توسط حکومتها ایجاد میشد و مردم در مبادلاتشان از آن استفاده میکردند.
با گذشت زمان پول شکل خود را از طلا به اسکناس، اسکناسهای با پشتوانه طلا و در نهایت ارز فیات تغییر داد؛ پول به جایی رسید که به شکل کاغذ یا اعداد دیجیتالی در سیستمهای بانکی معنا مییافت و مردم دیگر هیچ نقشی در ایجاد و عرضه آن نداشتند.
تا اینکه بیت کوین سروکلهاش پیدا شد و از یاد رفتههای انسان را دوباره به او گوشزد کرد. مردم میتوانستند پول خلق کنند، آن را توزیع کنند، خودشان سیستم مالی را اداره کنند و در این سیستم سهیم شوند. با ظهور بیت کوین دیگر چرخه انحصار پول از بین رفته بود.
مفهوم اعتماد پیش از این بارها لگدمال شده بود؛ ولی با تبدیل تمامی قوانین به کدهایی که همه میتوانند آن را ببینند و اگر خوششان بیاید از آن تبعیت کنند، مسئله اعتماد هم حل شد.
بیت کوین یک احیای اجتناب ناپذیر برای مفاهیم از دست رفته انسانها بود، یک رنسانس پولی و حتی خروش یک انقلاب فکری. بیت کوین استثنائی است، آن را فقط یک سکه دیجیتال نبینیم!

ارزش ذاتی بیشتر یک مفهوم فلسفی است و به همین خاطر نمیتوان یک دارایی یا شیء را به طور قطع دارای ارزش ذاتی دانست. منتقدین مقالات زیادی درباره اینکه بیت کوین ارزش ذاتی ندارد، نوشتهاند. همینطور در طرف مقابل طرفداران بیت کوین از عوامل مختلف به عنوان ارزش ذاتی آن یاد کردهاند.
طلا معروفترین مثال برای داراییای است که در طول تاریخ ارزشمند بوده (و هنوز هم هست) و در دوران مختلف از آن برای حفظ ارزش استفاده میشده است. تقریبا تمامی ارزش طلا نه از کاربردهایی که در گذشته داشته، بلکه از اعتمادی که مردم به خاطر برخی ویژگیهایش مانند کمیاب بودن نسبت به آن پیدا کردهاند، شکل گرفته است.
در صورتی که بیت کوین را هم به خاطر برخی ویژگیهایش دارای ارزش ذاتی بدانیم و از آن به عنوان «ابزار ذخیره ارزش» استفاده کنیم، میتوان ارزش معادل آن را با داراییها مانند طلا، زمین و املاک مقایسه کرد. (اگر میخواهید در این باره بیشتر بخوانید، مقاله «ارزش ارزهای دیجیتال در چیست و چه پشتوانهای دارند؟» و اینفوگرافیک «مقایسه طلا، دلار و بیت کوین» را از دست ندهید)
تخمین زده میشود که در سال ۲۰۱۹، حدود ۱۹۰ هزار تن طلا استخراج شده و ۵۴ هزار تن طلا زیر زمین به صورت دست نخورده باقی است. با این حساب اگر کل ذخایر طلای دنیا ۲۴۴ میلیون کیلوگرم باشد، اگر ذخیره ارزش بودن آن را با بیت کوین مقایسه کنیم، باید هر بیت کوین معادل ۱۱.۶ کیلوگرم طلا ارزش داشته باشد (در حال حاضر قیمت هر کیلو طلا معادل ۴۵.۵ هزار دلار است).
از طرفی تخمینی که اینوستوپدیا از ارزش دلاری واسطههای تبادل و ابزار ذخیره ارزش کل جهان داشته، حدود ۷۲ تریلیون دلار است. اگر ۱۵ درصد از این ارزش به سمت بیت کوین سرازیر شود، ارزش بازار آن باید حدود ۱۱ تریلیون دلار شود. با توجه به سکههای در گردش میتوان ارزش دلاری معادل را برای هر سکه در هر زمان به دست آورد.
تخمین جالب دیگری هم وجود دارد که نشان میدهد ارزشگذاری برای هر ۲۸۰ هکتار زمین، میتواند با یک بیت کوین برابر باشد. البته این ارزشگذاری اصلا دقیق نیست و اعتباری ندارد، چرا که هر متر مربع زمین در شهری مانند نیویورک با یک متر مربع در صحرای آفریقا یا هر شهر دیگر برابر نیست.

جواب این سوال نیازمند دانش اندکی پیرامون مبحث دنبالهها در ریاضیات است.
در نظر بگیرید که با وجود پارامتر متغیر درجه سختی هر ۱۰ دقیقه یک بلاک ساخته میشود. این یعنی هر ساعت ۶ بلاک، هر روز ۱۴۴ بلاک و هر سال ۵۲,۵۶۰ بلاک ساخته میشود.
از طرفی در هر دوره نصف شدن پاداش که تقریباً چهارسال طول میکشد، ۲۱۰,۰۰۰ بلاک ساخته میشود.
حال به پاداش بلاک شبکه بیت کوین از ابتدا نگاهی بیاندازیم. اولین بلاکهای بیت کوین پاداشی معادل ۵۰ بیت کوین به ازای هر بلاک داشتند که پس از ایجاد ۲۱۰ هزار بلاک، این مقدار به ۲۵ بیت کوین کاهش یافت. در صورتی که دنباله اعداد پاداش بلاک را که هماکنون در جمله ۳ام آن یعنی ۱۲.۵ بیت کوین به ازای هر بلاک قرار داریم را با هم جمع کنیم، به عدد ۱۰۰ میرسیم.

حال اگر پاداش بلاکها در تمامی ادوار که برابر با ۱۰۰ شده را در تعداد بلاک هر دوره که برابر با ۲۱۰,۰۰۰ است ضرب کنیم، به مقدار کل بیتکوینهای شبکه که برابر با ۲۱ میلیون عدد است، میرسیم.
جالب است بدانید که دنباله تصاعد هندسی پاداش بیت کوین در نهایت موجب میشود که این ارز دیجیتال دهها سال بعد، به ازای هر بلاک تنها چندصد ساتوشی بیت کوین در شبکه آزاد کند.

در صورتی که بیت کوین به یک پدیده فراگیر تبدیل شود، به دلیل ماهیتی که دارد در برابر انحصار بانکها و دولتها خواهد ایستاد. از طرفی شاید برخی دولتها بیت کوین را تهدیدی برای خود ببینند و بخواهند برای نابودی آن تلاش کنند.
بیت کوین غیرمتمرکز است و هیچ نهاد متمرکز یا دولتی نمیتواند آن را کنترل کند. برای همین نیز غیرقانونی اعلام کردن آن و یا در حالت غیرواقعبینانهتر، خاموش کردن کل اینترنت در کشور تنها اقداماتی است که از دست این دولتها برمیآید.
استفاده از بیت کوین یا خریدوفروش آن در حال حاضر در چندین کشور ممنوع اعلام شده است، اما با این حال این ارز دیجیتال به گسترش و شکوفایی خود ادامه میدهد. به عبارت سادهتر تا زمانی که تنها یک نفر هم نرمافزار بیت کوین را در کل جهان اجرا کند، این شبکه از بین نخواهد رفت و همیشه یکی خواهد بود که تاریخچه تراکنشها را نگهداری میکند.
نابود کردن بیت کوین در ابتدای راه پروژه شاید امکانپذیر بود، اما هماکنون دیگر دیر شده است و کسانی که خیال نابودی آن را دارند باید با بزرگ شدن آن کنار بیایند.
برای جزئیات بیشتر میتوانید به مقالات «آیا بیت کوین نابودشدنی است؟ / بررسی ۷ سناریو» و «بیایید بیت کوین را نابود کنیم!» هم نگاهی بیاندازید.

امنیت بیت کوین بر دو پایه رمزنگاری و مشارکت افراد در شبکه بیت کوین استوار است. رمزنگاری بیت کوین از منحنی بیضوی (Elliptic Curve) و تابع هش SHA-256 استفاده میکند که کامپیوترهای کوانتومی تهدید جدیتری برای اولی محسوب میشوند؛ اما مسئله درباره وجود داشتن یا نداشتن پردازندههای کوانتومی نیست. تعداد کیوبیتها (بیتهای کوانتومی) در این پردازندهها مهم است و آنچه غولهای فناوری تاکنون به آن دست یافتهاند (یا دستکم اعلام کردهاند) بسیار کمتر از قدرتی است که بتواند رمزنگاری بیت کوین را درهم بشکند.
با فرض بسیار نامحتمل اینکه آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) یا هر سازمان، شرکت یا نهاد دیگری کامپیوتر کوانتومی در اختیار دارد، باید بدانیم که آنها تا زمانی که دلیل خوبی برای استفاده از کامپیوترهای کوانتومی نداشته باشند از آنها استفاده نخواهند کرد؛ همانند شکستهشدن کد انیگما در جنگ جهانی دوم که تا پایان جنگ به صورت یک راز باقی ماند.
ضمن اینکه هر نهادی قادر به شکستن الگوریتم رمزنگاری بیت کوین باشد، به اطلاعاتی بسیار مهمتر از چند کلیدخصوصی دسترسی دارد که بسیاری از آنها سرنوشت یک کشور را میتواند تغییر دهد.
همانطور که آنتونوپولوس، محقق بیت کوین میگوید، با پیشرفت کامپیوترهای کوانتومی و فراگیر شدن آنها، الگوریتم رمزنگاری بیت کوین هم باید تغییر کند و بیت کوینها را به نوع جدیدی از آدرسها فرستاد که الگوریتم رمزنگاری آن در برابر کامپیوترهای کوانتومی مقاوم است. در اینصورت بیت کوینهایی که کلیدخصوصیشان گم یا فراموش شده باشند، در معرض خطر قرار خواهند گرفت که بیشتر این خطر متوجه بیت کوینهایی خواهد بود که پس از استخراج یک بار خرج شدهاند.
اگر کامپیوترهای کوانتومی موفق به شکستن الگوریتم امضای دیجیتال منحنی بیضوی (ECDSA) شوند، تنها کلیدخصوصیهایی در معرض خطر خواهند بود که ردی از کلیدعمومی آنها در بلاک چین باقیمانده باشد؛ یعنی در صورتی که پس از استخراج شدن، کوینها خرج شده باشند. با این حساب خطری متوجه ۱ میلیون سکه ساتوشی نخواهد شد.
اما اگر کامپیوترهای کوانتومی موفق به معکوس کردن یا دوطرفه کردن تابع هش شوند، میتوان آدرسهای بیت کوین را به کلید عمومی آن تبدیل کرد. البته نوع دیگری از تهدید است، چرا که تابع هش در این صورت اعتبار خود را از دست میدهد.

ممنوعیت بیت کوین که بیشتر در واژگان قانونگذاران و دولتمردان کشورهای مختلف دیده شده، از نگاه بالاتر تقریبا غیرممکن به نظر میرسد. کشور چین را میتوان نمونه بارز کشورهایی دانست که در میان انواع ممنوعیتها برای بیت کوین پیشگام بود اما معاملهگران چینی و استخراجکنندگان این کشور نقش فعال خود را در شبکه بیت کوین حفظ کردند.
ممنوعیت بیت کوین به ممنوعیت استخراج آن، خرید و فروش آن و استفاده از آن مربوط میشود. در صورتی که استخراج بیت کوین در کشوری که ماینینگ در آن به صرفه است ممنوع شود، استخراج در مقیاس کوچکتر گسترش خواهد یافت و به کار خود ادامه میدهد؛ به عبارتی ترازوی هزینه فایده ماینینگ هرگاه به سمت فایده سنگینی کند، با توجه به مفاهیم اقتصاد خرد ماینینگ در آن نقطه به شیوههای مختلف ادامه خواهد داشت.
ممنوعیت خرید و فروش بیت کوین نیز در کشورها بیفایده است، چرا که دو نفر برای انتقال بیت کوین و رد و بدل کردن آن نیازی به نهادهای مرکزی ندارند و تنها با وجود کیف پول و آدرسهایشان میتوانند معامله را به صورتهای مختلف انجام دهند. استفاده از بیت کوین برای امور پرداختی شاید تنها بخشی باشد که دولتها بتوانند فشار بیشتری بر آن اعمال کنند.

ویژگی غیرمتمرکز توسط افراد مختلف در حوزه ارز دیجیتال تعریف شده که از میان آنها میتوان به تعریف ویتالیک بوترین از تمرکززدایی و مدیر بایننس اشاره کرد. در حالت کلی منظور از غیرمتمرکز در شبکه بیت کوین، کنترل نشدن شبکه توسط یک گروه، سازمان یا شخص خاص است. همچنین غیرمتمرکز بودن یک صفت مطلق نیست و درجات مختلفی برای آن وجود دارد (اینفوگرافیک «آیا بیت کوین واقعا غیرمتمرکز است؟» را در این باره از دست ندهید).
اکوسیستم بیت کوین از ۴ گروه اصلی تشکیل شده است:
مهم است که بدانیم قدرت هیچ یک از این گروهها نسبت به دیگری برتری ندارد. توسعهدهندگان میتوانند هر تغییری که دلشان بخواهد در کدها اعمال کنند، اما این کاربران خواهند بود که در نهایت تغییرات آنها را قبول یا رد میکنند. ماینرها میتوانند بلاکهای خودشان را بسازند، اما کاربران یا همان فول نودها مشخص کنند که کدام بلاک را قبول یا رد کنند تا در نهایت به زنجیرهشان اضافه شود (این اتفاق برای بیت کوین در سال ۲۰۱۷ رخ داد و ماینرهایی که از انجام بروزرسانی سگویت سر باز میزدند، در نهایت به دلیل کثرت کاربران مجبور به بروزرسانی شدند).
هر گروهی که فکر کند کنترل شبکه را در اختیار دارد، در اشتباه است. آنها تنها در صورتی میتوانند به خواستهشان برسند که در گروههای بزرگ به اجماع برسند و سایر گروهها را با خود همراه کنند. همراه شدن تمامی این گروهها با همدیگر است که سیستم را سرپا نگه میدارد.
به عبارت دیگر منفعت تمامی این گروهها در همکاری با یکدیگر و حفظ اعتبار شبکه خواهد بود و همین ویژگی اعضای سیستم را از اقدامات متقلبانه خود باز خواهد داشت، بطوریکه آنها را در برابر اقدامات مخربانه گروههای دیگر حتی با هم بسیج خواهد کرد.

فرد یا گروه ناشناسی که با نام مستعار «ساتوشی ناکاموتو» بیت کوین را به دنیا معرفی کرد، در سال ۲۰۰۹ اولین بلاک آن را استخراج و پیام مخفی خود را در آن قرار داد. ساتوشی در همان سالهای ابتدایی نقش فعالی در توسعه بیت کوین ایفا میکرد و حضور پررنگی در جامعه بیت کوین داشت، تا اینکه در اواخر سال ۲۰۱۰ آخرین پستش را در انجمن بیتکوینتاک قرار داد و پس از آخرین ایمیلش در سال ۲۰۱۱ دیگر خبری از این چهره ناشناس نشد.
دلایل متعددی برای سعی در ناشناس ماندن ساتوشی ناکاموتو وجود دارد. پیش از بیت کوین هر تلاش صورت گرفته دیگر برای ایجاد یک ارز، همیشه توجه مقامات دولتی آمریکا را به خود جلب کرده بود. سازمانهای دولتی عوامل اصلی پشت این پولها را دستگیر میکردند و اتهام اقدام علیه امنیت ملی به آنها میزدند. به همین دلیل ساتوشی اگر ذرهای برای جان خود ارزش قائل بوده باشد، حداکثر تلاش خود را برای ناشناس باقی ماندن و باقی نگذاشتن ردی از خود انجام داده است.
از طرف دیگر مشخص بودن هویت خالق بیت کوین به نوعی در تضاد با آرمانهای غیرمتمرکزگرایانهاش است. در صورتی که چهره یا گروه خاصی پشت بیت کوین قرار میگرفت، عقیده و باور آنها به تبع بر روی بیت کوین تاثیر میگذاشت. اما ناشناس بودن ساتوشی باعث شده تا هر کس تعبیر خود را از بیت کوین داشته باشد و خود پروژه خودش را توسعه دهد. تصمیمات مهم درباره آن با اجماع و توافق همه گروههای مشارکتکننده انجام میشود و دیگر چهره شاخصی وجود ندارد که از قدرت رای دیگران بکاهد.
ساتوشی هم به خاطر خودش و هم به خاطر بیت کوین تمام تلاشش را کرد تا ناشناس بماند.

یک اصل مهم در دنیای کسبوکار وجود دارد که پیتر تیل در کتاب صفر تا یک از آن به عنوان اصل پارتو یا قانون قدرت یاد میکند. این قانون بیان میکند که چگونه تعداد معدودی از پدیدهها (۲۰ درصد) میتوانند تاثیر بیشتری نسبت به تعداد بیشتری از آنها (۸۰ درصد) ایجاد کنند. مانند یک زلزلههای بزرگ که تاثیر آن از تعداد زیادی زمینلرزه کوچک بیشتر است.
پیادهکردن همین اصل در دنیای ارزهای دیجیتال، از برتری بیت کوین به عنوان یک گزینه سرمایهگذاری نسبت به سایر رقبا حکایت دارد. آلت کوینهایی که رشدهای هزار برابری آنها نظر سرمایهگذاران را میرباید، پروژههایی که مدیران بازاریابیشان، آنها را بیت کوین بعدی معرفی میکنند و بخواهم سادهتر بگویم هر آن چیزی که بیت کوین نیست، یک گزینه پرخطر نسبت به ارز دیجیتال شماره یک بازار در سرمایهگذاری محسوب میشود.
تاثیری که بیت کوین میتواند به عنوان قدرتمندترین عنصر حال حاضر دنیای ارزهای دیجیتال بر آینده بازار داشته باشد، بیش از هر ارز دیجیتال دیگر است. سرمایهگذاری بر روی چنین ارز دیجیتالی که آینده آن نسبت به هر ارز دیجیتال دیگری روشنتر و شفافتر است، ریسکهای کمتری نسبت به سایر گزینهها دارد. در حال حاضر بیت کوین بیشترین توسعهدهنده را که اساسیترین جز پیشرفت یک ارز دیجیتال به حساب میآید، در اختیار دارد. بخش اعظم صنایع مربوط به ارزهای دیجیتال اعم از استخراج و شرکتهایی که بلاک چین ارزهای دیجیتال را فناوری زیرساخت خود قرار میدهند، بر روی بیت کوین بنا نهاده شده است. بیت کوین از همان ابتدا با وجود تمامی انتقاداتی که به سرعت و شبکهاش وارد کردهاند، بیشترینها را در اختیار داشته است؛ یک ابر قدرت مطلق که از همان ابتدا در جایگاه اول بازار جا خوش کرده است.
شرکتهایی را به یاد بیاورید که پس از ترکیدن حباب داتکام دیگر نامی از آنها شنیده نشد. شرکتهایی که تنها با ثبت یک آدرس اینترنتی ارزش سهامشان به چندصد میلیون دلار نیز رسیده بود، اما چند سال بعد کسی آنها را نمیشناخت.

بازار منتقدان بیت کوین با این جمله کلیشهای که «مصرف انرژی بیت کوین از بسیاری از کشورهای جهان بیشتر است» همیشه داغ بوده است. اما بیایید جزئیتر به مسئله نگاه کنیم. شبکه بیت کوین چه با وجود یک ماینر و چه میلیاردها ماینر راه خودش را ادامه میدهد و در این میان تنها سختی شبکه است که در حالتهای مختلف، تغییر میکند. بلاکها به طور میانگین در حدود ۱۰ دقیقه ایجاد میشوند و یکی از استخراجکنندگان در رقابت برای پیدا کردن عدد مناسبی که هش بلاک را تولید میکند، پیروز میدان میشود. این سوال به وجود میآید که اگر یک نفر قرار است انرژی صرف کند و زودتر از بقیه معمای شبکه را پیدا کند، پس انرژی که بقیه صرف میکنند در واقع هدر رفته است. اما این دیدگاه به چند دلیل صحیح نیست (یا حداقل از نظر من درست نیست)
اعتمادسازی غیرمتمرکز در شبکه بیت کوین که نظیر آن در هیچ ارز دیجیتال دیگری وجود ندارد و حتی میتوان گفت که آن را از نظر امنیت نسبت به سیستمهای بزرگ مالی دنیا هم پیشتاز کرده است، نتیجه استفاده از اثبات انجام کار بوده است. از طرفی مصرف انرژی پنهانی که هنگام فرستادن یک ایمیل از سمت شما به دوستتان در سرورهای مرکزی سرویسدهندگان و دیتاسنترها مصرف میشود، انرژی لامپهای روشن دیتاسنترها و بسیاری از مصارف دیگر که اصلا از آنها خبر ندارید، از شبکه بیت کوین بسیار بیشتر است.
از طرفی بیت کوین به گونهای طراحی شده که با افزایش تعداد ماینرها (یا به قول منتقدان افزایش دور ریز انرژی!) شبکه قدرتمندتر از قبل میشود و دستکاری آن سختتر میشود. البته دستکاری شبکه بیت کوین در حال حاضر هم به اندازهای دشوار است که بتوان آن را تقریبا محال نامید. به طور خلاصه، اعتمادسازی در شبکه بیت کوین هزینه کردن انرژی را میطلبد. به همین خاطر آنتونوپولوس، از مروجین و متخصصین بیت کوین، میگوید که دنیا به یک سیستم اثبات کار قدرتمند همانند آنچه بیت کوین دارد، نیازمند است اما احتمالا انرژی کافی برای سیستم اثبات کار دیگری وجود نداشته باشد. با این نگاه میتوان به پروتکل بیت کوین به عنوان بستر اعتمادسازی نگاه کرد که سیستمهای غیرمالی نیز در آینده برای تامین امنیت از آن استفاده کنند.

یکی از خلاقیتهای خالق بیت کوین، تعریف پارامتری تحت عنوان سختی شبکه بود تا احتمال موفقیت در پیداکردن جواب هر بلاک برای هر شرکتکننده (ماینر) در شبکه، متناسب با تعداد افراد شرکتکننده باشد و در عین حال زمان پیدا کردن پاسخ (که به طور میانگین ۱۰ دقیقه است) مقدار ثابتی باقی بماند.
در ابتدای آغاز به کار شبکه بیت کوین، تنها ناکاموتو و همکارش هال فینی (برای مدت محدودی) در شبکه بیت کوین مشغول استخراج بودند. بیت کوین که با هدفی والا ساخته شده بود، به اهرمی نیاز داشت تا در آینده که پذیرای ماینرهای بیشتری میشود، ساختار پروتکل خود را حفظ کند. پارامتری تحت عنوان سختی یا Difficulty نیاز بود تا ورود ماینرهای بیشتر به شبکه (یا به عبارت دیگر توان پردازشی بیشتر) اختلالی در زمان ساخته شدن بلاک به وجود نیاورد. مسئله مورد کنکاش ماینرها باید از لحاظ سختی تغییر میکرد و به نحوی خود را با زمان پیدا شدن ۱۰ دقیقهای انطباق میداد.
این پارامتر در شبکه بیت کوین هر دو هفته یکبار با توجه به توان پردازشی شبکه تغییر میکند تا بر اساس آن میزان سختی یافتن هر بلاک را با توجه به ماینرهایی که از شبکه رفته یا به آن اضافه شدهاند، تنظیم کند.

ده دقیقه یک بازه زمانی قراردادی است که از سوی ساتوشی ناکاموتو تعیین شده است. در صورتی که زمان ایجاد هر بلاک کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد، هر کدام از اینها مزایا و معایب خاص خودش را خواهد داشت.
برای مثال در صورتی که بلاک تایم (بازه زمانی ایجاد شدن هر بلاک) کمتر از ۱۰ دقیقه باشد، هر بلاک به نسبت تاییدهای (Confirmations) سریعتر و بیشتری را دریافت میکند. هر چند این موضوع از آن جهت قابل بحث است که با کاهش زمان تایید هر بلاک، ارزش تایید شدن یا Confirmation نیز به نحوی کاهش مییابد. برای مثال اگر یک صرافی دست کم ۳ تایید را برای قبول یک تراکنش در نظر بگیرد، در صورتی که بلاک تایم به ۲ دقیقه کاهش یابد، نیازمند ۱۵ تایید خواهد بود. از طرف دیگر با افزایش زمان تایید، امکان موفقیت یک حمله ۵۱ درصدی نیز کاهش مییابد؛ چراکه نودها برای فهمیدن اینکه حملهای در جریان است و مقابله با آن، زمان بیشتری در اختیار خواهند داشت.
در صورتی که بلاکها در زمان کمتری ساخته شوند، بلاکهای بدون سرپرست (Orphaned Block) بیشتری ایجاد میشوند، چرا که احتمال دستیابی به پاسخ هر بلاک در بازه زمانی مشابه، افزایش مییابد.
ساخته شدن بلاکهای بیشتر در بازه زمانی مشابه، علاوه بر اینکه میتواند به معنی تراکنشهای بیشتری در ثانیه باشد، میتواند حجم بلاک چین را نیز به طور قابل توجهی افزایش دهد. البته پهنای باند بالاتر برای مخابره سریعتر تراکنشها و بلاکهای حل شده بین نودها نیز مسئله دیگری برای بلاک تایمهای نسبتاً پایین خواهد بود.

بحث و مجادله بر سر این موضوع که چرا سایز هر بلاک بیت کوین باید ۱ مگابایت باشد، ریشه چندساله دارد که درنهایت به ایجاد بیت کوین کش منجر شد. دستهای از جامعه بیت کوین تغییر سایز بلاک را امر ضروری نمیدانستند و اعتقاد آنها برای حل مسئله مقیاسپذیری، سگویت و لایتنینگ بود. در حالیکه دسته دیگر که بعداً جامعه بیت کوین کش را تشکیل دادند، باور داشتند که تمامی تراکنشها باید بر روی خود شبکه (و نه از طریق راهحلهای برون زنجیرهای) انجام شوند و تغییر سایز بلاک برای رسیدن به این هدف امری اجتناب ناپذیر است.
ساتوشی ناکاموتو محدودیت ۱ مگابایتی برای هر بلاک را اواخر سال ۲۰۱۰ به طور مخفیانه در کد بیت کوین قرار داد و توضیحی در اینباره به هیچکس نداد. شاید قصد او جلوگیری از حملات dDos بر روی شبکه بود که تا آن زمان کسی از این موضوع اطلاعی نداشت. محدودیت سایز بلاک در کنار معایبش که از پردازش تعداد بالای تراکنشها در شبکه جلوگیری میکند و آن را از نظر طرفداران بیت کوین کش مقیاسپذیر میکند، مزایایی نیز دارد.
ساتوشی ناکاموتو بیت کوین را با این دیدگاه به وجود آورد که هر کس توانایی اجرای یک نود را داشته باشد. در آن زمان سایز بلاک چین بسیار کوچک بود و به تبع سایز بلاک بزرگی نیز مورد نیاز نبود؛ بطوریکه حتی سایز ۱ مگابایتی در آن زمان یک زیادهروی محسوب میشد. اما با گسترش شبکه و افزایش مقبولیت آن بین مردم، این مسئله چند سال بعد به یک مشکل غامض تبدیل شد. سایز بلاک چین نسبت به روزهای ابتداییاش رشد زیادی کرده بود و نیاز به اینترنت پرسرعت و هارددرایو جداگانه برای اجرا نود دیده میشد. در صورتی که محدودیت سایز بلاک از این هم فراتر میرفت، تعداد نودها که به نوعی نشاندهنده اعتبار شبکه هستند، باید به پهنای باند و فضای ذخیره بیشتری دسترسی داشتند. از این رو کاهش شدیدی در تعداد نودها رخ میداد که میتوانست مسئله خطرناکی باشد.
