علت عقب ماندگی اقتصادی ما در چیست؟
چهارمین کشور تولید کننده اتانول در دنیا، نخستین پیوند نای زیست محیطی به روش تک مرحله ای، سومین کشور صاحب فناوری ساخت نیروگاه های خورشیدی، دومین کشور دارای دانش ساخت پروتز عصبی، سومین کشور استخراج کننده سلول های بنیادی از دندان های شیری، ششمین کشور تولید کننده زیردریایی، اولین کشور تولید کننده کارتریج های نامرئی، تنها کشور تولید کننده صنعتی بیو ایمپلنت، صنعت موشکی ، مقام اول در حوزه فناوری نانو، رتبه پنجم در زمینه امنیت شبکه مجازی، رتبه سوم در صنعت سد سازی، دومین کشور دارای فناوری تولید پهپاد رادار گریز، سومین کشور تولید کننده دکل های انتقال برق، هشتمین کشور هسته ای جهان و نهایتاً سرعت پیشرفت علم در ایران ۱۱ برابر دنیاست
گفته می شود رتبه ۱۲۶ رشد اقتصادی در جهان را کشور ایران دارد!!! پیشرفت سریع علم با عقب ماندگی اقتصادی چه سنخیتی دارد؟
غیر از این است که در زمان حضرت علی علیه سلام، همان مجاهدین و رزمندگانی که دوشادوش پیامبر اعظم در جهاد شرکت می نمودند، دنیا زده شده و دست در جیب بیت المال داشتند؟ وقتی اشرافی گری حکام و صاحب منصبان رواج یافت، فقرا و بیچارگان دو صد چندان شدند. «تاریخ» یک صفحه مصور از افول و سقوط نظام هاست. پس چه باید کرد؟
روش ها:
اگر در اقتصاد کشور، افرادی امتیازات انحصاری نداشتند، و یا از رانت های دولتی استفاده نمی کردند، و یا نبض بازار در دست تعدادی محدود که اصلا به فکر معیشت مردم نیستند نبود، اگر برای منفعت شخصی واردات بی در و پیکر نبود که تولید کننده کاسه چه کنم چه کنم بدست گیرد، و یا ترویج فرهنگ اشرافی گری و مصرف گرایی نبود، و یا افراد لایق و شایسته در پست های مدیریتی قرار می گرفتند، و یا صنایع کوچک به دلیل تعدد مراجع قانون گذار در پیچ و خم ادارات سر درگم نبودند و یا بهره و سود وام های اقتصادی متعادل و متعارف عرف جهانی بود، و منابع مالی در جهت رشد صنایع و اقتصاد بود، و یا وام های کلان اقتصادی صرف ساخت و ساز تفریحگاه های اختصاصی نمی گردید، و یا اختلاس ها و اعطای وام های میلیاردی بدون وثیقه در اختیار […]ها نبود، و یا اگر مسئولین احساس درد می کردند، و یا اگر در این همه سال که حضرت آقا امام خامنه ای فریاد می زدند (و مطالبه از جامعه و دولت داشتند) فریادشان شنیده شده بود، و یا اگر اقتصاد ما بر اساس سعی و خطا و آزمودن آزموده ها سپری نمی شد، و یا اگر صنایع دولتی فقط به فکر پولسازی و منفعت نبودند و در جهات پیشرفت و بروز نمودن و بالا بردن استاندارد تولیدات داخلی بودند، و یا اگر خرید کالای ایرانی را در دستور کار خود قرار می دادیم و غرب زده نبودیم و یا احتکار و… بدنه اقتصاد ما را فرسوده نمی کرد و یا اغراض سیاسی و جناحی ما اولویت بر امر صنعت و اقتصاد نداشت و یا اگر رشته های تحصیلی دانشگاه را کارشناسی و نیازسنجی می نمودیم و خیل تحصیل کرده های بی کار را تحویل جامعه نمی دادیم و اگر و اگر و اگر…
13 عامل اصلی عدم پیشرفت اقتصاد در کشورها
1- عدم مدیریت صحیح اقتصادیساختارهای مدیریتی بسیاری در زمینه اقتصاد در جهان امروزی وجود دارد که اجرایی کردن هر کدام از آنها شرایط و مقتضیات زمانی و مکانی خاص خود را می طلبد. افرادی که در پستهای کلیدی و اصلی کنترل اقتصاد یک کشور قرار دارند و مدیران سطح بالا می باید توانایی اداره سیاستهای کلان اقتصادی را داشته باشند و حتی الامکان از روشهای آزمون و خطا در مراحل عملیاتی اجتناب کنند. برخورداری از علم و دانش بروز اقتصاد و همچنین قابلیت اجرایی، مشورت با صاحب نظران، داشتن تجربه و نظارت از خصوصیات مهم مدیران اقتصادی هر کشور باید باشد.
نسخه های اقتصادی ممکن است در برخی شرایط جواب مثبت و در برخی دیگر اثر منفی داشته باشند بنابراین برنامه های اقتصادی پیش از اجرایی شدن باید توسط کارشناسان خبره بصورت دقیق و همه جانبه مورد بررسی قرار گرفته و تبعات و اثرات کوتاه مدت و بلند مدت آنها مشخص گردد چراکه اشتباهات احتمالی میتواند صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد وارد آورد.
2- اقتصاد دولتی
انحصار گرایی دولتها در زمینه اقتصاد و داشتن سهم زیادی از فعالیتهای اقتصادی یکی از عوامل عقب ماندگی اقتصادی بشمار می رود. در اقتصاد پیش رونده بسیاری از فعالیتهای اقتصادی و پروژه های بزرگ و کوچک به بخش خصوصی محول میگردد و دولتها تنها به نظارت و حمایتهای مالی بسنده میکنند و در شرایط اضطراری جهت کنترل و ثبات بازار وارد عمل میشوند. دراقتصادهای بسته که در آن میدان کاری از سایر بخشهای خصوصی سلب میگردد همواره شاهد کندی پیشرفت، فساد مالی، و شرایط منفعل سرمایه گذاری خواهیم بود. خصوصی سازی اقتصاد یکی از رموز اصلی موفقیت می باشد. در بعضی کشورهای پیشرفته سهم دولت از فعالیتهای اقتصادی زیر 10 درصد و در برخی کشورهای دارای اقتصاد ضعیف این میزان به بالای 90 درصد هم می رسد.
3- سیستم بانکی ناکارآمد
وجود سیستم بانکداری صحیح مبتنی بر استانداردهای بین المللی یک عامل بدیهی برای داشتن اقتصادی استوار و با ثبات محسوب میشود. فاکتورهای تاثیرگذار در سیستمهای بانکی موفق عبارتند از:
• نرخ بهره پایین در قبال ارائه تسهیلات بانکی
• ارائه وامهای طولانی مدت و کم بهره در بخش تولید و صنعت با شرایط آسان
• جلوگیری از افزایش نقدینگی و جذب سرمایه های سرگردان و هدایت آنها به سمت تولید و سازندگی
• ایجاد فضایی امن برای انجام معاملات تجاری
• تعامل مستمر و ایجاد ارتباطات مالی با سایر بانکها در کشورهای مختلف
• تسهیل در انجام معاملات بین المللی
• ارائه خدمات نوین و با کیفیت بانکی و الکترونیکی کردن آنها
• حصول اعتماد مشتریان و بالا بردن اعتبار خود
• نظارت مستمر بر فعالیتهای مالی بانکها جهت جلوگیری از هر گونه فساد و اختلاس
4- نبود قوانین مالیاتی صحیح
در بسیاری از کشورهای پیشرفته مالیات نقش عمده ای در تامین هزینه ها و بودجه سالیانه ایفا میکند. در حقیقت اقتصادهای قدرتمند وابستگی زیادی به پرداخت مالیات توسط مردم دارند. بالا بردن آگاهی افراد جامعه و صاحبین مشاغل در زمینه اهمیت مالیات و نقش آن در اقتصادهای پویا، وضع قوانین صحیح مالیاتی عدالت محور و نیز ایجاد شرایط آسان پرداخت، از جمله فاکتورهای اساسی تحقق درآمدهای مالیاتی بشمار می رود. جوامع مالیات گریز قطعاً به دلیل فراهم نبودن بسترهای مناسب اقتصادی و فقدان قوانین صحیح به این سو کشیده شده اند.
5- کاهش تولید ناخالص ملی و اقتصاد تک بعدی
یکی از شاخص های اصی رتبه بندی اقتصادی کشورها، میزان تولید ناخالص ملی و درآمدهای ناشی از آن می باشد. حضور فعالانه بخش خصوصی و حمایتهای مالی دولتی در این زمینه بسیار حائز اهمیت است. افزایش تولید به عواملی همچون وجود قوانین اقتصادی حمایت کننده، پشتیبانی مالی توسط بانکها، سرمایه گذاری های توجیه پذیر و حذف موانع دست و پا گیر بستگی دارد. این در شرایطی است که برخی از کشورها درآمد عمده شان از قبال تولید یک محصول خاص مانند نفت است که این میتواند منجر به اقتصاد تک بعدی گردد که خود زنگ خطری است برای بوجود آمدن شرایط بسیار بد اقتصادی در آینده. تنوع در محصول، افزایش تولید کالاهای با کیفیت و قابل عرضه در بازاهای جهانی می تواند اقتصاد کشورها را از تک بعدی بودن و اتکای شدید به درآمد یک محصول خاص نجات دهد و در عین حال ارز آوری قابل ملاحظه ای به همراه داشته باشد. در مورد نفت باید گفت که ارزش افزوده محصولات مشتق شده از آن صدها برابر بیشتر از قیمت اولیه است. بنابراین استفاده صحیح و اصولی از منابع موجود و بالا بردن هر چه بیشتر توان تولید میتواند یک اقتصاد راکد را به یک قدرت اقتصادی برتر تبدیل کند.
6- رقابتی نبودن بازار
رقابت همواره از مباحثی بوده که در محافل اقتصادی مورد توجه خاص قرار گرفته است. بسیاری از اقتصاد دانان ارتقای کیفیت کالاها، خدمات، بهره وری، ثبات قیمت اجناس و پویایی اقتصاد را در گرو وجود یک فضای رقابتی سالم می دانند. وقتی کالایی با کیفیت پایین ارائه میگردد و مردم حق انتخاب دیگری نیز نداشته باشند، در حقیقت رقیبی برای آن کالا وجود ندارد و این مسئله منجر به یک فضای راکد و منفعل خواهد شد. نتیجه اینکه کیفیت رو به کاهش خواهد گذاشت و یا حداقل در همان سطح باقی خواهد ماند، قیمت ها افزایش خواهد یافت و در نهایت نارضایتی عمومی حاصل خواهد شد.
در مقابل، ایجاد یک فضای شاداب رقابتی و وجود کالاها و خدمات متنوع باعث ارتقای کیفیت و کاهش قیمتها میگردد که همین امر در کل فضای اقتصادی یک کشور تاثیر شگرفی خواهد گذاشت.
7- بروکراسی اداری در حوزه های اقتصادی
بروکراسی یا همان کاغذ بازی عبارت است از انجام یک درخواست که طی آن افراد مجبورند با تحمل دردسرهای بسیار، اتلاف وقت زیاد و گذر از چندین اتاق و طبقه و اداره مراحل آنرا طی نمایند. در این پروسه معمولاً پرونده ای مملو از کاغذ، فرم های اداری، امضاء و مهرهای گوناگون تشکیل میگردد. همین مسئله باعث کندی انجام کار، نارضایتی متقاضی و در نهایت ناامیدی بسیاری از افراد خواهد شد. در اقتصاد نوین سعی شده تا با کمک گرفتن از تکنولوژی روز و الکترونیکی کردن مراحل انجام امور اداری و بکارگیری فن آوری اطلاعات ( که از آن به عنوان شالوده اقتصادهای قدرتمند یاد میکنند )، در کاهش زمان و تسهیل انجام امور، تحول عظیمی بوجود آید.
8- عدم بهره گیری از پتانسیلهای اقتصادی
در برخی از کشورها غفلت از قابلیتهای بالقوه و بهره برداری نکردن از آنها باعث عقب ماندگی اقتصادی و پسرفت ملی شده است. به عنوان مثال صنعت توریسم به عنوان یکی از ارزآور ترین و اشتغال زا ترین صنعتهایی است که توسط بسیاری از کشورها مورد توجه قرار گرفته و در نتیجه آن به موفقیتهای چشمگیری نیز دست یافته اند. در میان آنها حتی کشورهایی وجود دارند که بدون داشتن جاذبه های طبیعی و باستانی توریستی، با برنامه ریزی صحیح و ایجاد امکانات و بسترهای مناسب خیل عظیمی از توریست ها را از سراسر دنیا جذب نموده و درآمد هنگفتی از این طریق کسب نموده اند. در مقابل برخی از کشورها با وجود داشتن جاذبه های بسیار زیاد و غنی توریستی به دلیل نبودن زیرساختها مانند هتل، مراکز تفریحی، سیستم حمل و نقل مناسب، عدم برند سازی، و بعضی مسائل و محدودیتهای فرهنگی سهم ناچیزی از این صنعت را نصیب خود کرده اند.
9- نبود سرمایه گذاری خارجی
جذب سرمایه گذاران خارجی بدلیل عدم امنیت سرمایه گذاری در داخل برخی از کشورها و تضمین نبودن سود و اصل سرمایه، این بخش از اقتصاد را دچار اختلال میکند. یک شخص حقیقی یا حقوقی خارجی زمانی تمایل به سرمایه گذاری در کشور دیگر پیدا میکند که از ثبات اقتصادی و امنیت مالی و ضمانت سود خود اطمینان حاصل کند که البته ایجاد جاذبه های سرمایه گذاری و بازاریابی و نیز فراهم کردن بسترهای مناسب از وظایف دولتها میباشد.
10- فساد مالی در بخشهای مختلف اقتصادی
فساد مالی از جمله اختلاس، دریافت رشوه، کلاه برداری،... در هر سطح و به هر میزانی که باشد یکی از آفتهای بلامنازع اقتصادی و ویرانگرترین فاکتور شکست و پسرفت است. این موضوع علاوه بر بی اعتماد شدن مردم نسبت به نظام اقتصادی و ناامیدی و یاس عمومی، موجب برهم خوردن نظم و ثبات اقتصادی و مالی کشورها خواهد شد.
11- قاچاق کالا
همیشه اجناس لوکس و پر طرفدار، کالاهای ارزان با کیفیت بالا و پر مصرف با بازار خوب این فرصت را به برخی افراد سود جو می دهد تا اقدام به قاچاق کالا بصورت عمده کنند و به این ترتیب گذشته از خارج کردن مبالغ هنگفتی ارز، صدمات جبران ناپذیری به بازار تولید و اشتغال داخلی وارد می آورند. قاچاق کالا عوامل پیچیده زیادی دارد که از جمله آن میتوان به نبود یک کالای بخصوص با همان کیفیت و همان محدوده قیمتی در داخل و یا قوانین بسیار سخت گیرانه و دست و پا گیر گمرکی برخی کشورها اشاره کرد.
12- نبود ارتباط کافی بین دانشگاه و صنعت
تعامل قوی بین سازمانهای تجاری، کارخانه ها، مراکز اقتصادی و بنیادهای آموزشی مانند دانشگاه ها، مراکز پژوهشی و علمی و برقراری ارتباط با دانش آموختگان خبره علوم اقتصادی و صنعتی، اساتید و دانشجویان نخبه، میتواند کارگشای بسیاری از گره های اقتصادی گردد.
13- فقدان فرهنگ مصرف و کار بین مردم
جدای از قوانین و ساختارهای اقتصادی صحیح و نقش دولتها، هیچ کشوری به یک شرایط پایدار و با ثبات اقتصادی نخواهد رسید مگر با مشارکت فعالانه مردم آن کشور. افراد یک جامعه به عنوان مجریان اصلی سیاستهای اقتصادی وظیفه بسیار مهمی در دستیابی به موفقیت اقتصادی به عهده دارند. فرهنگ کار باید بصورتی صحیح و موثر آموزش داده شود و همگان در آن مشارکت کنند. وجدان کاری، انجام مسئولیتها به بهترین وجه، رشد آگاهی و مطالعات تجاری، مشتری مداری، داشتن برخوردی خوب و مودبانه، ظاهری آراسته، تلاش برای رشد و پیشرفت در همه زمینه های کاری و زندگی، آشنایی با علوم مرتبط از جمله مواردی هستند که باید مورد توجه بسیار قرار گیرد. اصلاح قوانین کار نیز باید به گونه ای مطلوب صورت بپذیرد که هم مصالح کارمندان را رعایت کند و هم شرایط را برای کارفرمایان سخت نکند.
فرهنگ مصرف نیز باید اصلاح شود. کشورهای پیشرفته معمولاً دارای مردمانی ساده زیست و بدور از تجملات غیر ضروری زندگی می باشند. میزان عمده ای از معضلات اقتصادی چه در سطح خانواده و چه در سطح کشور با رعایت نکات ساده مصرفی و اصلاح الگوی مصرف خود بخود برطرف میشوند.
بطور خلاصه رهایی از عقب ماندگی اقتصادی و پیشرفت در این زمینه مستلزم عظم راسخ ملی و همه جانبه از طرف مسئولین کشورها و مردم می باشد.
یا تا به حال به افرادی توجه کردهاید که در دهه هشتم عمر خود هستند و جوان به نظر میرسند و در مقابل افرادی سن کمتری دارند، اما پیر به نظر میآیند؟
البته این طبیعی است که جسم ما پیر شود، ولی این موضوع کاملاً با این که شخص پیر به نظر برسد، تفاوت دارد. به علاوه این احساس هر شخصی است که خودش را چقدر پیر ببیند.
هیچ کس پیر نمی شود، مگر این که خودش انتخاب کند که پیر باشد. به جای این که از مردم بپرسیم چند سال دارید؟ بهتر است بپرسیم چند سال زندگی کردهاید؟
یک راه ساده برای این که من و شما پیر نشویم این است که از تمام روزهای عمرمان استفاده کنیم. ما به عنوان جانشین خدا در زمین وظیفه داریم بهترین باشیم و بهترین کارها را انجام دهیم. و برای این که تمام عمرمان جوان بمانیم باید هفت کار انجام دهیم.
۱) همواره در حال آموختن باشیم
برای چیزی که از قبل میدانید وقت نگذارید؛ اما به محض این که مطلب جدیدی را بیاموزید به جوان ماندن خود کمک کردهاید. شروع به جمع آوری اطلاعات درباره مطالب باارزش کنید؛ میتوانید با کلام خدا شروع کنید؛ وقتی ما قرآن میخوانیم کلام خدا را در ذهن و قلبمان جای میدهیم و به کارهایی که او میگوید انجام دهیم فکر می کنیم. به محض این که همه چیز را از منظر او میبینیم، نگرانی و هیجانات ما به پایان میرسد. در همان زمان انرژی میگیریم و حس امید و انتظار در ما به وجود میآید. هنگامی که پر از ترس، اضطراب و ناامیدی نباشیم، جسم و روح ما به بهترین شکل وظایف خود را انجام میدهند. برای جلوگیری از پیری، هر روز مقداری از کلام خدا را بیاموزید.
کتاب آسمانی یک نامه عاشقانه است برای پذیرش بیقید و شرط خداوند در رابطه با هر کسی که به سوی او برود. وقتی حقیقت عشق او را درک کنیم و آن را با فکر و زندگی روزانه مان یکی کنیم، جوان ماندن ما تضمین میشود. وقتی احساس اطمینان و پشتگرمی داریم، هر چیزی در درونمان بهگونهای دیگر جریان پیدا میکند.
به علاوه باید به یادگیری هر چیز جدید درباره سلامتی خود ادامه دهیم؛ ما مسئول نگهداری جسمی هستیم که به ما به امانت سپرده شده؛ و اگر بخواهیم سالم بمانیم باید نظم و انضباط را بیاموزیم. به خاطر داشته باشیم که بدن همچون هدیهای مقدس است که ما در برابر آن مسئولیم؛ کار ما فقط خوردن، خوابیدن و انجام تکالیف نیست؛ بلکه بایستی از جسممان در برابر صدمات محافظت کنیم. اگر یادگیری را متوقف کنیم در جاده زندگی به سرعت به سوی پیری پیش میرویم.
به دنبال کارهایی بروید که بلد نیستید؛ مثل چگونگی کار با کامپیوتر و یادگیری یک زبان خارجی؛ در این راه نیز پشتکار داشته باشید و خود را ملزم به فراگیری کنید. تداوم در یادگیری، ذهن شما را جوان و کارآمد نگه می دارد.
۲) عشق بورزیم
خداوند دوست ندارد که بندگانش با تلخی، اضطراب و رنجش خاطر یا دشمنی زندگی کنند؛ این گونه احساسات اثراتی منفی روی بدن، ذهن و تمام جنبههای زندگی ما میگذارند؛ و بایستی آنها را از زندگی حذف کرد. الگوهای رفتاریای مثل حسادت، خودخواهی و خشم و کینه باید ترک شوند و عشق ورزیدن جایگزین آنها گردد. خداوند میخواهد که ما ظرفیت دوست داشتن افراد را داشته باشیم و در این حالت است که زندگی ما به خوبی شکل میگیرد. پروردگار، هنر عشق ورزیدن و دوست داشتن را در وجود ما نهاده است. دوست داشتن باعث میشود انرژی خاصی در زندگی ما جریان یابد و در این صورت است که جوان میمانیم؛ در غیر این صورت ناامیدی وجودمان را فرا می گیرد. اگر عشق نورزیم یا این احساس را در خود به وجود نیاوریم، خیلی زود به سمت پیری میرویم. برای این که جوان بمانید، خدا و انسانها را دوست بدارید و اجازه بدهید که دیگران هم شما را دوست داشته باشند.
۳) لبخند بزنیم
آیا میدانید که خندیدن روی تمام وجود شما اثر میگذارد؟ وقتی که می خندیم، سیستم ایمنی بدنمان تحریک و به گونهای که باید، فعال میشود. با این کار به جسم مان اجازه میدهیم تا دفاع بهتری در برابر آسیب ها داشته باشد.
شاید شما با خود فکر کنید، من به علت شرایطی که دارم نمی توانم بخندم.؛ بله درست است؛ واقعیت هایی وجود دارند که خندیدن را برایمان دشوار میکنند؛ اما شادی و لذتی که ما از آن صحبت میکنیم، چیزی است درونی که به اوضاع و شرایط ما بستگی ندارد. لذت واقعی وقتی به وجود می آید که راه و مسیر زندگی را درست تشخیص دهیم و بدانیم یک قادر مطلق در کنار ماست و از درون شاد باشیم. در این صورت است که میتوانیم لبخند بزنیم.
بیشتر ما از نعمت سلامتی برخورداریم؛ مکانی برای زندگی کردن داریم و کسانی را داریم که دوستمان دارند. اینها والدین، فرزندان، خواهران، برادران یا همسر ما هستند. آیا شما ترجیح میدهید به چیزهایی که ندارید توجه کنید و نیز به ناتوانی، درد، خطر، یا ترس؟ هر یک از ما باید قلبی شکرگزار داشته باشیم و نتیجه این سپاسگزاری، خوشی و شادابی است.
هنگامی که میخندیم مثل بچهها میشویم. به یاد داشته باشید که <خندیدن> خاص بچهها نیست؛ در درون هر زنی هنوز یک دختربچه وجود دارد و درون هر مردی یک پسربچه؛ وقتی به کودک درونمان اجازه ابراز وجود بدهیم، میتوانیم احساسمان را بیان کنیم و از زندگی لذت ببریم. در این شرایط عمری طولانی تر خواهیم داشت.
پس زندگی را کمتر جدی بگیرید و به مشکلات لبخند بزنید. اگر دوستی ندارید که شما را شاد کند، چنین کسی را برای خود پیدا کنید. به خاطر داشته باشید که میتوانید با او با شادی زندگی کنید.
۴) فعال باشیم
درختان قوی در کهنسالی هم میوه میدهند. معنای این کلام این است که باید در زندگی همواره مفید و فعال باشیم و به سنمان فکر نکنیم. سعی و تلاش در زندگی برای امور دنیوی کار اشتباهی نیست؛ بازایستادن از کار و تلاش اشتباه است. البته نباید به دنیا وابسته شویم. اما در عین حال همانطور که مغز ما به بدنمان پیام میفرستد و این کار همواره ادامه دارد، خود ما هم بایستی هرگز بازنشسته نشویم و پیوسته فعال باشیم؛ در واقع ما زمانی پیر می شویم که دست از کار و فعالیت بکشیم.
هنگامی که تجربه یا پولی به دست میآورید، از خود بپرسید که خداوند میخواهد ما با این پول یا تجربه چه کاری انجام دهیم. هزاران راه برای خدمت به خداوند وجود دارد. بنابراین از خود خدا بخواهید که طرح و برنامهای را به شما نشان بدهد. آیا دوست دارید جوان بمانید و خداوند برایتان خیر و برکت قرار دهد؟ اگر چنین است سعی کنید در زندگی مفید واقع شوید.
۵) گذشته را فراموش کنیم
افراد زیادی در <گذشته> زندگی میکنند و به خود صدمه میزنند. با سرزنش کردن خود به جسمتان آسیب نرسانید. حسادت را از خود دور کنید. با این کار از تلخی و مشکلات زندگی میکاهید، اما با رنجش خاطر و دشمنی ورزیدن خود را پیر میکنید. این گونه سختگیریهای ذهنی، روح و روان، احساسات و جسم شما را تحلیل میبرد. خداوند هرگز دوست ندارد که بندگانش با این مشکلات زندگی کنند.
اگر یادگیری را فراموش کنیم و به گذشتهها هم فکر کنیم، به سرعت پیر میشویم و به ناراحتی های قلبی نیز مبتلا میگردیم. ما باید ذهنمان را بر حال و آینده متمرکز کنیم؛ پس بیاموزیم که دیگران و خودمان را ببخشیم و گذشتهها را فراموش کنیم.
۶) از آرزوهای زیاد بپرهیزیم
در روِیاها فرو نروید که زود پیر میشوید. وقتی برای هدفی تلاش می کنید و فعال و باانگیزه هستید جوان میمانید. هرگز به کارهای راحت و کوچک و نیز کارهایی که خداوند ما را از آن برحذر میدارد نیندیشید. به اهداف بزرگ فکر کنید و به این بیندیشید که خدا همواره با کارهای عجیب، بندگانش را شگفت زده میکند. از او بپرسید که برای من چه سرنوشتی را در نظر گرفته ای؟
به خاطر داشته باشید که خدا را همیشه و همه جا در کنار خود دارید(و او از رگ گردن به شما نزدیکتر است). وقتی به این باور برسید، انرژی بیشتری میگیرید.
۷) به چیزی دل نبندیم، به جز خدا
در قلبتان به خدا توکل کنید و در اعماق وجودتان به او بیندیشید. بدانید که او شما را به راه راست هدایت میکند.
هرگز صحبت کردن با خدا و گوش دادن به فرامین او را ترک نکنید. به او عقیده داشته باشید و بدانید که میتواند هر کاری را انجام دهد. هنگامی که ما میآموزیم در همه کارها به خداوند تکیه کنیم و در مشکلات از او یاری جوییم، این خود باعث میشود که یک حس اطمینان و لذت در ما به وجود آید؛ و در این حال مشکلات، سختیها و غم و غصه ما را پیر نمیکند.
آیا جسم ما پیر میشود؟ بله، البته؛ اما بدانید که فکر، روح و قلبمان هرگز پیر نمیشود؛ و دیگر این که بهترین انتخاب خداوند است.
او در تمام امور زندگی با شماست، به شما قدرت انجام همه کارها را میدهد و قوای تازهای به شما می بخشد.