حسد آرزوی زوال نعمت از برادر مسلمان و بندگان خداست.
غبطه
چیست؟ غبطه آنست که زوال نعمت را از دیگری نمی خواهد، بلکه مثل ان را برای
خود می خواهد. از این رو غبطه مذموم نیست، بخصوص اگر در امور معنوی و علمی
باشد.
ضد حسد چیست؟ ضد حسد نصیحت و خیر خواهی است یعنی خواستن دوام نعمت خدا برای برادر مسلمان.
معیار
حسد چیست؟ چگونه کسی بفهمد حسود است یا نه؟ معیار حسد این است که آنچه را
برای خود نمی خواهی برای دیگری بخواهی، و آنچه را برای خود می خواهی برای
او نخواهی.
یعنی آسیب، آزار و گرفتاری و کاستی را برای بنده ی خدا بخواهی و نعمت و سلامت و سعادت را برای او نخواهی.
معیار
خیر خواهی چیست؟ معیار خیر خواهی و نصیحت این است که آنچه را برای خود می
پسندی برای دیگران بپسندی و آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران
نپسندی.(که این قانون جهانی را قانون طلایی اخلاق گفته اند.)حسد از رذائلی است که زاییده دو قوه شهوت و غضب است.
حسد از زشت ترین و سخت ترین بیمایهای روانی است.
حسد از پست ترین رذائل اخلاقی است.
حسد صاحب خود را به عقوبت دنیا گرفتار می سازد.
زیرا
در دنیا لحظه ای از اندوه و درد جدا نیست و به هر نعمتی که در دست دیگران
می بیند رنج می برد و درد می کشد. و چون نعمتهای خدا بیکران و نامتناهی
است و هرگز از بندگان قطع نمی شود، حسود پیوسته در اندوه و رنج است.
حسد صاحب خود را به عذاب آخرت گرفتار می سازد. زیرا وبال و سرانجام بد آن گریبانگیر خود حسود خواهد شد.
حسد ریشه اش کور دلی است.
حسود از نظر آخرتی هرگز به محسود ضرر نمی رساند، بلکه موجب افزایش حسنات و بالا رفتن درجات او می شود.
حسود
با بد گویی و بد خواهی به محسود ظلم می کند و بدین سبب بخشی از وزر و وبال
او را به دوش خود می گیرد و اعمال شایسته ی خود را به دفتر اعمال او منتقل
می کند
حسود مانند ابلیس با خدا ضدیت و عناد دارد.
زیرا خداست که
به مقتضای حکمت و مصلحت خود نعمت و خیرات برای بندگان خود خواسته و به
آنان ارزانی داشته است. و حسود بیچاره زوال آن را می خواهد.
حسود وقتی نعمت از دیگران زائل می شود یا به آنان آسیب می رسد خوشحال می شود.
حسود از قضای الهی در برتری برخی بندگان بر برخی دیگر ناخشنود و عصبانی است.
حسود خواهان قطع فیوضات الهی است که بر اساس حکمت خدا صادر و به بندگان عطا گردیده است.
حسود خواهان نقص برای خدای سبحان است ( معاذ الله ) و نمی خواهد خدا متّصف به صفات کمال باشد.
زیرا افاضه ی نعمت از سوی خدا کمال و عدم آن نقص است.
حسود طالب شر و شرور است. زیرا نعمت خیر و عدم آن شر است و حسود خواهان زوال خیر است.
حکیمان گفته اند: هر که به شرّ، هر چند برای دشمن خود راضی و خشنود باشد، در واقع شریر است.
پس حسد بدترین رذائل و حسود شریرترین مردم است.
شرارت حسود آنقدر جدّی است که خدا فرموده است:از شرّ حسود به خدا پناه ببرید.
حسود از آسایش و راحت دیگران بدون آنکه برای وی ضرری داشته باشد، ناراحت است و درد می کشد، و چه خباثت و معصیتی از این بالاتر است.
حسود
کوتوله است. نه کوتوله ی جسمی که عار نیست بلکه کوتوله ی روحی که ننگ ابدی
است. یعنی آنقدر از نظر شخصیت پست و ناچیز است که تاب دیدن نعمت خدا نزد
دیگری را ندارد.
تمرکز حسود بر زوال نعمت از دیگران سبب زوال نعمت از خود او نیز می شود.
از این رو حسود دچار فقر و بینوایی می گردد تا بیشتر از دیدن نعمت دیگران بسوزد.
در آیات قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) حسد و حسود مذمّت و نکوهش بسیار شده است.
« آیا نسبت به آنچه خدا از فضل و کرم خود به مردم داده است، حسد می ورزند؟»(نساء-53)
«بسیاری از اهل کتاب به خاطر حسدی که در دلشان است، دوست دارند که شما را پس از ایمان آوردنتان به کفر باز گردانند.»(بقره-109)
« اگر نیکیی به شما رسد، بد حال و ناراحت می شوند و اگر بدیی به شما رسد، از آن خوشحال و شادمان می گردند.»(آل عمران-120)
رسول خدا (ص):« الحسد یأکل ال الحسنات کما تأکل النّار الحطب» (حسد کارهای نیک را می خورد، همان طور که آتش هیزم را می خورد.)
«الحسودُ لا یسودُ»: حسود هرگز به آقایی نمی رسد. بلکه در حسرت آقا شدن می میرد.
خدای عزّ و جلّ به موسی بن عمران فرمود:
ای
پسر عمران، به مردم به آنچه از فضل خود به آنان داده ام حسد مبر، و چشمهای
خود را بر آن مدوز، و در دلت آن را دنبال مکن، که حسود نسبت به نعمت های
من خمگین است، و از تقسیمی که میان بندگان خود کرده ام جلوگیری می کند. و
هر که چنین باشد من از او نیستم و او از من نیست.( من او را مشمول رحمت
قرار نمی دهم و او بنده مورد خشنودی من نیست، بلکه پیرو ابلیس است.)
و فرمود:« حسد مورزید، و از هم مگسلید، و به یکدیگر پشت مکنید، و دشمنی منمایید، بندگان خدا و برادر همدیگر باشید.)
و فرمود:«... کاد الحسد أن یغلب القَدَرَ.» نزدیک است که حسد بر قدر غلبه کند.
یعنی: حسد گاهی موجب زوال نعمت محسود ( به خواست حسود) و گاهی موجب افزایش نعمت او می شود( با دماغ سو ختگی حسود.)
معنی دیگر آن این است که حسد سبب چشم زدن می شود.
چنان که برخی مفسران ایه ی« و من شرّ حاسد اذا حسد» را به چشم زدن تفسیر کرده اند.
شور چشمی
نامی برای یک بد بیاری ، شور بختی یا بیماری است که معمولا بدون هیچ قصد و
عمدی از شخصی که حسود ، بخیل یا آزمند است ، به دیگران منتقل می شود .
شور چشمی اصطلاح عامیانه ای است بین مردم که همان را در روایات با چشم زخم می شناسیم .
چشم زدن یک مسئله ای است که در منابع دینی هم به آن اشاره
شده .به ط.ری که برای رفع اثر آن دعاهایی هم وارد شده است .به طور مثال:
از جمله سنتهای نوزاد در اسلام تعویذ او به دعاست، یعنی برای سلامتی و
حفظ او از چشم زخم و شیاطین جنی و انسی به وسیله خواندن یا نوشتن دعا او
را در پناه خدا قرار داده و به خدا میسپارند.
و طبق روایات بسیاری که در کتابهای شیعه و اهل سنت آمده، رسول خدا(ص) دو فرزند خود حسن و حسین(ع) را به این دعا تعویذ فرمود:
«اعیذ کما بکلمات الله التامه من کل شیطان وهامه و من کل عین لامه»
شما را پناه میدهم به کلمات تامه و کامله پروردگار از هر شیطان بدخواهی و از هر چشم زخمی.
و در روایت دیگری است که این گونه میفرمود:
«اعیذ کما من عین العاین و نفس النافس»
شما را پناه میدهم از چشم چشم زن، و نفس نفس زن
ویا جهت محفوظ ماندن از چشم زخم، موارد زیردر منابع دینی توصیه می شود:
1 ـ گفتن سه مرتبه «ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم» حین ترس از چشم زخم
2 ـ خواندن سوره های (قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس؛
3 ـ خواندن آیه «و ان یکار الذین کفروا ...؛»؛
4 ـ خواندن سوره «ناس» هنگام بیرون رفتن از منزل؛
و موارد دیگری که در مفاتیح الجنان موجود می باشد.
پس با این وجود این مسئله واقعیت دارد .هرچند مقداری با
خرافات هم مخلوط شده وبرخی حساسیت بیش از حد دارند وهر اتفاقی را به چشم
خوردن و...ربط می دهند ...ولی به هر حال با توکل برخدا وپناهندگی به خدا
ودادن صدقه وخواندن ادعیه وارد شده می توان از شر این چشمها درامان بود



